عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

134

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

تو توبه مىكنم و از آنچه كه به روزگار مهلت خود قصور كردم پشيمانم ، و از پيشگاهت مسألت دارم مرا ببخشى و نعمت خود را بر من با بازگشت به فرمانبردارى تمام فرمايى و اگر مرا پيش خود فرومىگيرى به فضل و رحمت خود گناهانم را بيامرزى . و درد او شدت يافت و همواره مىگفت ، اين مرگ است به خدا سوگند كه مرگ است تا جانش برآمد ، فقيهان بر اين پندارند كه او با توبه پذيرفته شده درگذشته است . 60 - پادشاهى از پادشاهان بصره و كنيزكش از مالك بن دنيار « 7 » كه خدايش رحمت كناد چنين نقل است كه : روزى در كوچه‌هاى بصره پياده مىرفته است ، به كنيزكى از كنيزكان پادشاه برخورده است كه سواره و همراه خدمتكاران در حركت بوده است . مالك چون او را ديد بانگ برداشت كه : اى كنيزك آيا صاحب و سرورت ترا مىفروشد ؟ كنيزك گفت : بر فرض كه بفروشد كسى مثل تو مىتواند مرا خريدارى كند ؟ گفت : آرى و بهتر از ترا مىتوانم خريدارى كنم ، كنيزك خنديد و فرمان داد مالك را سوار كنند و به خانه او بياورند . مالك را بردند ، كنيزك وارد شد و به سرور خويش خبر داد كه بخنديد و فرمان داد مالك را پيش او بياورند . چون مالك درآمد هيبتى از او بر دل امير افتاد و پرسيد : نياز تو چيست ؟ گفت : اين كنيزك خود را به من به فروش ، پرسيد : آيا ياراى پرداخت بهاى او را دارى ؟ گفت : ارزش اين كنيز در نظر من دو هسته خرماى كرم افتاده است ! همگان خنديدند و گفتند : چگونه ارزش او در نظر تو چنين است ؟ گفت : از بسيارى عيبها كه در اوست ، پرسيدند : عيبهاى او چيست ؟ گفت : اگر به خود عطر نسايد گنديده مىشود و اگر مسواك نزند دهانش بدبو مىشود و اگر شانه و روغن به موى خود نزند موهايش ژوليده و آكنده از شپش مىشود و اگر زنده بماند به فاصله اندكى شكسته و فرتوت مىگردد ، گرفتار خون حيض و ادرار و پليدىهاى فراوان ديگر است ، شايد هم ترا دوست نداشته باشد مگر براى خودش و محبتى به تو ارزانى ندارد مگر براى اينكه از تو نعمت به او مىرسد ، به عهد تو وفادار و در دوستى تو راست‌گفتار نيست ، هركس پس از تو صاحب او شود او را هم همچون تو خواهد ديد .

--> ( 7 ) . از پارسايان و محدثان و سرآمدان صوفيه در نيمه اول قرن دوم هجرى كه ابن خلكان درگذشت او را به سال 131 نوشته است به وفيات الاعيان ، ص 287 ، ج 3 ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد و تذكرة الاولياء عطّار ، صفحات 54 / 48 ، چاپ مرحوم قزوينى مراجعه فرماييد .